پيش رفت تا به تركيببنديهاي تازهاي نياز افتاد. آنگاه در فلاندر اتحاديههاي مختلف با هم ادغام شدند.1 چنين تحولاتي در كشورهاي ديگر هم روي داد، ولي نه الزاماً خيلي زود، بلكه براساس پيشرفت فني هركدام.
ميتوان دريافت كه تاريخ اتحاديههاي صنفي ميتواند اطلاعات باارزشي دربارهٴ صنايع و حتي علوم به دست دهد (مثلاً پزشكي و داروسازي معمولاً در شمار صنايع بودند)، ولي بايد اين خوشهچيني را به علماي ديگر واگذاريم.
اتحاديههاي صنفي اسلامي
سازمان اصناف در اروپا نيمهديني بود؛ ميزان علايق ديني آميخته با علايق خالص اقتصادي از زماني تا زماني، از قرني تا قرني، از صنفي تا صنفي، و از محلي تا محلي تفاوت ميكرد.
يكچنين اتحاديههاي صنفي در كشورهاي اسلامي هم وجود داشت و سرشار از علايق ديني و صوفيانه بود. بسياري از درويشان كارگر يا پيشهور بودند و اصناف اسلامي با فرقههاي دراويش مذكور در فصل ديگر ارتباط بسيار نزديكي داشتند.
عموماً اعضاي اصناف را در عربي اهلالطريق ميخواندند و اطلاعاتشان را علومالطريق.
طريقت اصطلاحي فني است براي يك اخوت ديني، يعني فرقهاي از دراويش. بدين ترتيب ميبينيم كه دو انديشهٴ برادري ديني و اتحاد صنفي بهخوبي تركيب شدهاند. يك چنين ايهامي در مورد كمپانيوناژهاي فرانسوي (از منشأ بسيار كهن شرقي؟) هم ديده ميشود، كه تا زمان انقلاب كبير فرانسه به صورتهاي گوناگون رقيب وجود داشتند. يكي از كمپانيوناژها را ژاك دوموله، آخرين استاد اعظم شهسواران معبد، حمايت ميكرد. همدوشي مشابهي ميان پيشه و هنر و مذهب را فراماسونها هم تقويت ميكردند، ولي ذكر تاريخ كمپانيوناژها يا فراماسونها حتي به طور مختصر هم در اينجا بيمورد خواهد بود.
برگرديم به جهان اسلام. براثر رشد شهرنشيني در دوران خلافت عباسيان، بهويژه براثر تبليغات قرمطي، كه مخلوطي از سوسياليسم و عرفان بود (نك مقدمه،
ج1، ص 583)، نظام اصناف2 تسريع شد. تبليغات قرمطي در نيمهٴ اول سدهٴ دهم، بهخاطر مسايل كارگري در بصره و بغداد و گرايشهاي شعوبي (نك مقدمه، ج 1؛ دايرةالمعارف اسلام، ج4، ص 359) زمينهٴ بسيار مساعدي در عراق يافت. اصناف، به خاطر منشأ قرمطيشان، بهويژه درمصر زمان فاطميان شكوفا شدند (900 ـ 1171م/287 ـ 576 ه ق). از سوي ديگر، هنگاميكه آخرين خليفهٴ فاطمي